باجوراب خودحرف بزنید
باجورابم می گویم:توازبس که توی خیابان ها راه می روی خسته نمی شوی؟
می گوید:نه!
می گویم:چرا؟
می گوید:چون من به خاطراین کارساخته شده ام پس خسته نمی شوم.
می گویم:هدفت ازاین همه راه رفتن چیست؟
می گوید:من که هدفی ندارم،تومرا به این طرف وآن طرف می بری!
می گویم: توبه چه درد ما می خوری؟
می گوید:به درد این که تو پاهایت گرم باشد!
می گویم:پس توخیلی مفید هستی!
می گوید:بله، باید ازمن مراقبت کنی!
می گویم:چشم، باکمال میل ازتو به خوبی مراقبت می کنم.
پایان
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 19:1 توسط فاطمه
|